آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

43

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

نور الدين جهانگير ، « كسى كه جهان را تصرف مىكند » ( 1569 - 1617 ) سليم كه پس از به تخت نشستن خود را جهانگير ناميد ، نخستين فرمانرواى مغول بود كه مادرش از خاندانى ترك يا ايرانى ريشه نگرفته بود ؛ او پسر يك شاهزاده خانم راجپوتى بود . بدين‌ترتيب اين امير شيفتهء هنر ، در روى مينياتورها مردى بسيار خوش قيافه و شيك‌پوش به نظر مىرسيد كه نيم‌رخ زيبايش عالىترين خطوط چهرهء مخلوط را از دو نژاد تركى و هندى داشت . او همان‌طور كه از توصيفات زندهء مهمان بيگانه‌اى مثل سر توماس رو قابل تجسم است ، به تمام معنى يك خان مغول به نظر مىرسد - بسيار ظريف ، مردى كه هيچ‌گاه انگشترى و كفش و لباسى كه ارزشش شايستهء يك موزه نباشد ، به دست و بر تن نمىكرد - و مع ذلك با كششى براى متلونى و ستمگرى در وجودش . ابيات استفان جورج « 1 » در الجبل به نظر مىرسند كه متناسب او باشند : بنگر ، من مثل يك شكوفه سيب لطيف هستم * آرام‌تر از بره‌اى تازه به دنيا آمده با اين حال آهن و سنگ و آتش

--> ( 1 ) . StefanGeorg .